بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

116

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

كبودى چشم يعنى ارزقى آنچه غير موروثى باشد . علاج آن است كه در مدت چله طفل هر هفته چند نوبت مشك و زعفران برابر هم نيكو سحق كرده به ميل در چشم او كشند و اگر به شير مادر نرم كنند و كشند هم شايد و از موم شياف كوچك ساخته و در آن مسحوق مشك و زعفران گردانيده در هفته دو نوبت استعمال نمودن مفيد آيد و بعد چله اگر زايل نشده باشد گذارند كه تا به آهستگى خود زايل مىشود . و بسيار بود كه كبودى كم دارد و چون بزرگ شد به خود زايل مىشود . و بسيار بود كه علاج نكنند و همچنان بماند و در اولاد من اين جمله به تجربه پيوست . و اگر به علاج اقوى احتياج افتد و يا خود در چله علاج نيافته باشد ، فندق را بسوزانند و با روغن زيت سحق كرده بر محل نرمى سر كودك بمالند و مكرر مىسازند نافع باشد . و عصاره عنب الثعلب و عصارهء پوست انار شيرين اندر كشند نافع آيد به شرط مداومت مع المهلت و همچنين مداومت سرمه و گلاب با زعفران و مشك سحق كرده و گويند اگر ميل به حنظل تر فروبرند و اندر كشند چند نوبت عظيم نافع آيد . بيان كحلى نافع : بگيرند سرمه اصفهانى سه درم سنگ ، زعفران و مرواريد غير مثقوب از هريكى يك درم ، مشك و كافور از هريكى دانگى ، دوده چراغ زيت دو درم ، جمله را سحق كرده و نخل نيكو نموده هر هفته چند نوبت بكشند . سطبرى پلك چشم و سفيدى كه بر حدقه افتد [ علت ] اين هر دو علت بيشتر از غلبه گريه افتد . علاج هر دو آن است كه آب عنب الثعلب مىكشند در شبانه‌روزى چند نوبت و از گريه حسب الامكان نگاه مىدارند . و آنچه سبب آن گريه نباشد و به علاج اقوى محتاج باشند ، هر صباح به بول گرم روى بشويند و بعد از آن عنب الثعلب اندر كشند سطبرى بدين بر طرف شود و هر روز اندك صمغ سماق با چهار برابر نبات سوده اندر كشند سپيده را ببرد . به هم چسبيدن پلك‌ها چون زياده از معهود و مقرر خواب اطفال و كودكان بود و مقدمهء رمد باشد . علاج آن است كه هر صباح به بول گرم خودش بشويند و كحل اصفهانى كشند و بر گرداگرد چشم او از بيرون توتياى شسته مسحوق خشك مالند و از گرد و بوى بغل و بوى جوز تر و بوى خربزه شامه را حفظ كنند و اگر از دود چوب گز آب از چشم و بينى او آورند مفيد بود . درد چشم كه آن را رمد گويند . علاج آن است كه تا دو سه روز تمام هيچ دارو به گرد چشم نگردانند و غذاى مرضعه و طفل خورنده از تريد كله‌پاچه و آنچه چرب باشند سازند و اگر بسيار